تبليغاتX
سياه ،سفيد،نارنجی...! - نارنجی نارنجی
امروز قشنگ ترین روز زندگی من بود

هیچوقت امروزو فراموش نمی کنم

هوا امروز خیلی گرم بود

فکر کردم امروز روز بدی میتونه باشه ولی واقعا زیبا بود داشتم از دانشگاه برمی گشتم خیلی خسته بودم ولی با دیدن یک چیز ،چیزی که هیچ وقت فراموش نمی کنم خستگیم برطرف شد دیگه گرما رو حس نکردم باورم نمیشد  بی هوا جلو رفتم و با تمام وجود بهش نگاه کردم اونم به من خیره شده بود و با یه خنده ملیح به من سلام کرد من تو عین ناباوری جواب سلامشو دادم  و تا اخرین لحظه محو تماشاش شده بودم....

آره،یه همرنگ من با یه وسیله نقلیه همرنگ من و یه جارویی که همرنگ من نبود داشت خیابونو تمیز میکرد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 0:39  توسط نارنجی |