تبليغاتX
سیاه سفید نارنجی...
یک یا حسین تا میرحسین
یعنی فردا پنج شنبه هست؟!چقدر خرخونی کردم من امروز .فکر میکردم فردا چهارشنبه هست آخه. پنج شنبه ها ریلکسماگه بابام تلفن نمیزد  متوجه نمیشدمراستش هنوز هم باور نمیشه فردا پنج شنبه هست وقتی این مطلب رو پست کنم بعد مطمئن میشم.

خیلی دلم گرفته.چند روز پیش مطلب های  سال ۸۶ رو مرور کردم .وقتی تنهام بیشتر اپ میکنم.الان خیلی تنهام امروز که دیگه ناراحتم هستم از روزهای قبل بیشتر دپرسم.نمیدونم چیکار کنم از دستش.از بچگی همین طور بود انگار این سادیسمی ها! خوشش میاومد اذیت کنه.من نمیدونم چرا اینقدر دروغ راجع به من میگه.یک ماه قبل به من گفت تو دوست... داشتیاسمش...بود!!کلا ادم حسودیه.

این  مشکل من تنها نیست .مشکل خیلی ها ی دیگه هم هست.اصلا من از اسفندی ها خیلی بدم میاد بس که با هر کدومشون رابطه داشتم  موذی بودن.حالا جالبه اون منو خانم موذیان صدا میزنه!! عادتشه! همیشه دست پیش میگیره که پس نیافته.اصلا دیوونه هست این بشر!!خوش ندارم تو مراسم ازدواجش شرکت کنم!واقعا مجبورم.مگه میتونم بگم من نمیام؟!!

امروز زنگ زده میگه: الو..فلانی(یعنی گوشی رو بده به فلانی!!) .حالا شنیدم رفته گفته من تحویلش نگرفتم.عصبیم میکنه این.یادش رفته من ازش بزرگترم.

این جور موقع دوست دارم کسیو داشته باشم که باهاش حرف بزنم.چه کنم که تنهای تنهام.

من یه مشکل بزرگ دارم.اخلاقم خیلی بده.خیلی تندم.نمی دونم چیکار کنم که کسی فکر نکنه دارم از بالا به پایین بهش نگاه میکنم.خدایا !من چقدر آدما رو ناراحت کردم.....

خیلی حرفا برای گفتن دارم.کسیو ندارم که باهاش دردودل کنم

.می نویسم و تصور میکنم یکی داره حرفهام گوش میکنه .امروز دیدم راننده داره با نادیا صحبت کنم.میگفت بهش بگو با من برخورد بهتری داشته باشه منم دخترم همسن خودشه درست نیست با من اینطوری برخورد کنه.(با هم هندی حرف میزدن)

جند روزی بود راننده دیر می اومد دنبالم روز اول ۵ دقیقه  تا اینکه دو روز پیش سی و پنج دقیقه تاخیر داشت! عصبی شدم و دعواش کردم.خب حق داشتم.نداشتم؟!

دست خودم نیست خیلی زود از کوره در میرم.واقعا  کنترل اعصاب یه هنره.نیست؟

پ.ن۱:دیشب گفتم بذار یه تست کنم به هانیهاس ام اس بدم شاید برسه اس ام اس رسید.خیلی خوشحال شدم

پ.ن۲:اذر میرم ایران.احتمالا هم اول شیرازعروسیشه.

پ.ن۳:خدایا چقدر دلتنگ داداشم هستم.چقدر بهش اصرار کردیم بیاداینجا  ولی راضی نشد.خیلی دوستش دارم.امروز به اونم یک عدد پیامک دادم.عاشقتم محمد

پ.ن۴: از این سریال "خواهر دوست داشتنی من "  خیلی خیلی خوشم اومده فکر میکنم خیلی مفیده و خیلی حرف برا گفتن داره .امروز که همراه با بازیگر نقش اولش ..زدم زیر گریه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 22:43  توسط نارنجی | 
امروز  یه نوشته پشت یه ون توجه ام جلب کرد

Am i driving safely?
if no-pleas call :04-3332636

جالب بود کاش تو ایران این نیسان ابی ها هم همینکارو انجام بدناحتمالا خودم میخوام نیسان بگیرم.ولی تا وقتی نخرم مدلش نمیگم شاید هم هوندا نمی دونم شاید هم اینفینیتیخیلی توپه فقط خیلی درازه میترسیم نتونیم از پسش بربیایم بر جای پارک و از این چیزا!

به هر حال...

۲جلسه کلاس رانندگی رفتم این معلمه همش  بهم میگه گاز گاز.فرمون رو با دو دست بگیر وگرنه رد میشی!برا امتحان باید تا  سرعت صد  رفت فکر کنم بشه دنده پنج...

یادش بخیر...روزهای اخری بود که شیراز بودم  روبرو شهرک بزین یهو دیدم ماشین داره یه صدای وحشتناک میده لاین سرعت هم بودم  فلاشر زدم و همونجا وایسادمهول کرده بودم اخه واقعا صدای مهیبی بود یه پسر پیرهن سبز اومد و بهم گفت  بزن کنار و اومدم کنار  دیگه دوزاریم افتاد پنچر شده...اون صدای مهیب

یه بی جنبه و عقد ه ای تو دانشگاه اینکارو کرده بود اوه خدا رحم کرد! همون روزم دیوونه شده بودم بد جور گاز میدادم.

شیرازو میخوام

 

به هر حال...

چند روزی دارم میرم جیم.خیلی بد هیکل شدمامان از دست این شکم... یه مدت  هست بدجور استعداد چاقیم گل کرده .نمی دونم چم شده.البته دیروز که داشتم به بابام میگفتم دارم  میرم جیم و میخوام لاغر بشم گفت تو که هیکلت مناسبه فقط این شکم.... یادش بخیر زمانی این شکم به کمر چسبیده بود!

اوه دیروز تصمیم گرفتم طناب بازی کنم اما اینقدر سنگین شدم...امان از چشم!به قول ..اه اصلا نمی خوام ازش بگم...هر چی از دهنش دراومد به من گفت.اصلا ازش انتظار نداشتم.منم هیچی بهش نگفتم گذاشتم هر چی  میخواد بگه ...وقتی دیدم دیگه حرفی نداره   و منتظر جواب منه فقط گفتم خیلی بی ادبی من بردم! اون شرمنده شد.

دیدم  یکی دو ساعت بعد اف گذاشته که ببخشید و از  ای حرفا.....

عمرا من تو رو ببخشم.فقط  اگر داری این متن رو میخونی ازت تقاضا دارم با هر کسی که به نوعی با من ارتباط داره در تماس نباش! منو اذیتم نکن.

خدایا!! نمی دونم چرا این خواهرای من مدام در حال جاسوسی هستن! متنفرم ازش که اینا رو وادار به این کار میکنه..سو استفاده کن خودشه.می بینه من به اونا سخت میگیرم میاد خودشو تو دل این جا میکنه. ۲ خط از من بد میگه  و این خواهر ساده ی  منم....

اوه نوشتم سواستفاده! بی ادب به من میگه تو قصدت سو استفاده هست. نمیدونم چرا بعضی ها اینطوری فکر میکنن راجع به من.خوب بعضی وقتا تا منفعتی نباشه با کسی ارتباط برقرار نمیکنی.من هم این مدل ارتباطات رو دارم ولی اونا دوست من نیستن که!

خیلی متاسفم که  خوبی های منو ندیدی.من هیچ کمکی بهت نکردم؟ من به هیچ دردی نخوردم؟

نمی دونم این چه اخلاق بدیه که این داره.خدایا! آب میخوره هااااا...منت میذاره سر من.کاری نبوده که انجام بده و منت نذاره...همیشه منو مدیون خودش کرده.حالم بهم مبخوره.هزار بار هم گفتم اینطوری ارزش کمکهاتو  پایین میاری .پایین که چه عرض کنم صفرشون میکنی. بعد به من میگه گربه کور!!

هزار بار به من گفتی سواستفاده کن!! تو که اینقدر عاقلی و متوجه نیت شوم من شدی خب برو به زندگیت برس!خودتو علاف من نکن.حتما اینقدر هم عاقلی که برا من بپا نذاری چون من دیگه نباید برات ارزش داشته باشم.

 اه دختر! بهش فکر نکن!

این اهنگ زیبا تقدیم به ممممماهان...همه کسایی که دلشونو مثل من شکستن اما استواریمالبته این اهنگ خیلی به حال و هوای ما نمیخوره.

دانلود اهنگ شهر عشق-محمدرضا اعرابی

پ.ن۱: حالا درک میکنم دیگران چی از دست من کشیدن.بالاخره یک نفر هم با خودم اون برخوردها رو کرد و جالبه من هم مثل اون دیگران هیچ عکس العملی نشون ندادم.کار درستی هم انجام دادم.من بردم!

پ.ن۲: این فیس بوک هم شده پاتوقا!! ۲ سال پیش ثبت نام کردم اما خوشم نیومد از سر و شکلش!  اکثر هم کلاسیهام پیدا کردم اونجا.لیست دوستامم  رو بستم اخه عسکاشونو زدن منم غیرتی هستم خب.

پ.ن۳: دلم برای داداشی تنگ شده.محمد میخوامت عشقم

 بعدا نوشت۱: دوستی  تذکراتی بهم داد که  نگارشم خیلی افتضاحه و الان ویرایش کردم

بعدا نوشت ۲: نمی دونم دیشب اینجا چه خبر بود(چهارده نومبر) فکر کنم تیم فوتبالشون به یه موفقیت بزرگی دست پیدا کرده بود خلاصه دیشب اینجا سر و صدای اینا دیوونم کرده بود.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 12:20  توسط نارنجی | 
دلم گرفته...هیچ جای دنیا برام شیراز نمیشه...کاش برای ارشد هم یه دانشگاه داشت تا یه بهانه برای  موندن داشتم.شیرازززززززززز بخدا خیلی دوستت دارم.هیچ جای دنیا شیراز نمیشه.

دلم گرفتهکاش الان شیراز بودم و از اونجا داشتم اپدیت میکردم.

دلتنگم...

برای اون میوه فروشی که فکر میکرد من یه دختر داشنجوی بدبخت بیچاره ام .آخه  تمام خریدهام  کلا ۱۰۰۰ تومان نمیشد .

برای پسر سی دی فروش که همیشه کلی ازش فیلم ترسناک میخریدم.

وای خدا! عجب ماه رمضونهای خوبی داشتم اونجا. به به اش ماست تو ماه رمضون.اون اوایل چقدر حلیم بادمجون میخریدم.

دلم خیلی گرفته...اینجا الان ساعت ۷  و نیم هستش  و  من اگه شیراز بودم الان خونه نبودم

دلم برای اسی بلا هم تنگ شده.چقدر با هم خوش میگذروندیم.

دلم برای کشک بادمجونها مامانش هم خیلی تنگ شده.خوشمزه..مم

هی تو! دلم برای منت هایی که سرم هم گذاشتی تنگ شده.حاضرم هر روز سرم داد میزدی و  منت میذاشتی  اما شیراز بودم.

 

پ.ن: امروز امتحان ایین نامه داشتم قبول شدم .امتحان هم شفاهی بودجالبه فوق العاده امتحانش راحت بود فقط هم از تابلوها سوال بود.۸۰ تا تابلو بیشتر نبود. با این حال اینجا کسی از قانون سرپیچی نمیکنه اما در عوضش ایران یک کتاب ۱۵۰ صفحه ای داشتیم امتحان رو همچین راحت نگرفتن اما هیچ کس این قوانین رو رعایت نمیکنه.والله من که اصلا تابلوهای ترافیکی رو خیلی  تو خیابون های ایران ندیدم .

پ.ن۲: امتحان شهری افتاد برای یک ماه دیگه.

پ.ن۳: فردا لیلا میاد اینجا. به قول بابام از تنهایی نجات پیدا میکنیم.

پ.ن۴:دلم برای قرمه سبزی هم تنگ شده..مم..خوشمزه...دیروز تو کلاس راجع به غذاها بحث میکردیم ناتالی(معلمم یه خانم انگلیشه) از من پرسید غذای مورد علاقه ات چیه و چطوری درستش میکنی گفتم قرمه سبزی ولی من اشپزی رو بلد نیستم و به فارسی هم نمیتونم بگم قرمه سبزی از چی درست میشه(نمی دونم سبزی هاش چیه) اونم مرد ار خنده و گفت شوهرت باید یه اشپز باشه.

پ.ن۵:اوه...اون بالایی ها مثلا پ.ن هستنا!!

پ.ن۶: بابا هانی کجایییی تو!!دلم برای تو هم یه ذره شده

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 19:2  توسط نارنجی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
من
yahoo360
Cloob
درباره وبلاگ
از لبهای سردم خنده گریزونه..راز دل خستم هیچکی نمی دونه

پیوندهای روزانه
پوشش گزینشی رساله ملی درباره آسیب دیدگان اخیر
جمهوریت
یاری
کانون هواداران یوونتوس
قرمزته دات کام
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
نویسندگان
نارنجی
white
پیوندها
ىست نوشته هاي يك ماني
یک قدم تا رهایی
آمل تک
من یک ستاد سبز هستم
یاران سید محمد خاتمی
حامیان میرحسین موسوی
خاطرات دخترک دانشجو
لحظه نایاب
ستاره ای در دل تاریکی
عشقم...همه هستی م
تلخ و شیرین!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بوسه ی تنهایی
مرد تنها
وبلاگ هواداران استقلال قهرمان
گل یخ
حکایت های جزیزه
mobile-software
فوتبال برتر
تا آخرین نفس...
Raul & Cristiano
آموزش تخصصی گریم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان