|
چند وقت پیش رفته بودم مانتو بخرم واااااااااااای! ادم اصلا رغبت نمی کرد مانتوهارو نگاه کنه چه برسه به اینکه بپوشه!! فروشنده گفت از اول مرداد میان اینارو جمع می کنن حرفشو جدی نگرفتم ولی چند روز پیش یه سر رفتم ببینم چه خبره دیدم راست می گفت همه رو جمع کردن و مدلای خوبی اوردن
ولی همه تیره!! سیاه قهوه ای طوسی! مگه نمی شه یه مانتو با مدل خوب یه رنگ شاد و خوب داشته باشه؟! تیره پوشیدن شده نماد سنگین و رنگین بودن! به قول یکی از دوستان خدا این همه رنگ افریده پس چرا ما همش باید تیره بپوشیم؟
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 13:44 توسط white |
|
|
دیروز اگر که کلاس هم نداشتم نیمه اول بازی استقلال رو نمی تونستم ببینم...
همیشه این مشکل رو داریم... باز جا شکرش باقیه ایندفعه فقط ۱ ساعت برق قطع بود گاهی به ۲۴ ساعت هم میرسه!!!!!! حداقل بوشهر فقط تابستون برق زیاد قطع میشد...این جا زمستون و تابستون نداره! اینا رو هم ببینید ...جالبه... افه خوشحالی بازیکن ها بعد از گل این آخری رو هم حدس بزنید که کیه باز شب نوشت شد...امان از بی خوابی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 2:27 توسط نارنجی |
|
|
تبریکککککککککککککککککککککک
مرسییییییییییییییییییییییی استقلال قهرمان مرسی استقلال ناصر خان خیلی خوشحالم٬ خیلی خیلی استقلال سرور و سالاری امروز کلاس داشتم فقط نیمه دوم رو دیدم واقعا عشق کردم... استقلاله ناصر حجازی دوستت داریم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 21:23 توسط نارنجی |
|
|
لیگ برتر شروع شد! اخ که چقدر حالم گرفته شد وقتی فهمیدم برهانی رفته استقلال ولی مهم نیست خودمون از برهانی بهترشو داریم! با این بازیکناو افشین قطبی دیگه امسال قهرمانیم
----------------- هرکی ازم پرسید بازی یوونتوس و اینترو یوونتوس و میلان و دیدی گفتم ها؟! از چی حرف می زنی؟متوجه نمی شم!!!! ولی مطمئنا تو کالچو خیلی بهتر بازی می کنه تازه اولشه!! حداقل یه فصل طول می کشه تا دوباره یوونتوس بشه اون یوونتوس پر ستاره ولی هنوزم یووه پر افتخار ترین تیم ایتالیاس و از نظر من بهترین تیم دنیا |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 19:47 توسط white |
|
|
ساعت 7 –میرسم خونه - این سر درد لعنتی دیوونم کرده! 2 تا پانادول می خورم شاید حالم بهتر شه.... می خوابم-ساعت رو میذارم رو 8 ! اما بیدار نمیشم... 8:25 با صدای زنگ موبایل بیدار میشم...وای غزل و منصور تموم شد... اولش کلی صفره...این تو خواب و بیداری میگم!!! بر می دارم- خارجی حرف میزنه- حوصله ندارم- قطع می کنم- وای باز زنگ میزنه-خوب نگاه شمارش می کنم! بابا جانمه! خوشحاله قطبی اومده پرسپولیس – میگه امسال 6 تا می خورین – راستی اسم قلعه مرغی چیه؟ منم کم نمیارمااااا ........ جااويد شاه! غافلگیر شدم! خیلی ! خیلی دیر منو در جریان قرار دادن...البته این آخری ها بهش شک کرده بودم..اما دوست نداشتم به شکم فکر کنم.. اون اوایل حس خوبی بهش نداشتم! شاید درس مدار باعث شد ازش کمک بخوامو باهاش یه برخورد کوچولوی از راه دور داشته باشم! تلفن! مهندس برقه! کمکم کرد.خیلی! یک سال از من بزرگتره و 2 سال از نامزدش. تا اینکه رفتم بوشهر و دیدمش. نتونستم سلام هم کنم. در رفتم! نامزدش ۵-۶ روز با من قهر کرد. یه بنده خدا همیشه بهم می گفت اجتماعی ترین ادم چت بنده خدا جاوید شوکه شده بود شاید اونم فک کرد من همو رو واسه منافعم می خوام! پیش خودش گفته حالا که دیگه درسش تمام شده... ولی راجع به اون اینطوری نبود...ترم بعد هم یه درس مدار دیگه داشتم ٬ دیوونه که نبودم جاوید شاه هم هر جا می نشست از برخورد قشنگ من می گفت... جاوید میگه من بداخلاقم اما میشه مثل خانوادم یه چیز دیگه گفت! جور دیگه برداشت کرد. این اخرین شب نوشتمه. فقط امیدوارم با این sms به این مهندس برنخورده باشه... دیگه خدایا خودت میدونی هیچ راهیو بلد نیستم! شاید از یه جهت دیگه بهش برخورده باشه == مثل همشهری هاش خسیس باشه! .............
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 5:0 توسط نارنجی |
|
|
چقدر ادما زود رنگ عوض می کنن! چقدر زود با رو حرمتا می ذارن و همه چی رو فراموش می کنن
خدایا! منو همینطور که هستم نگهدار نمی خوام طوری باشم که برای مدرن شدن دست به هر کاری بزنم کاری کن که من همیشه به اعتقاداتم پایبند باشم و این حس بی نیازی به افراد همیشه تو وجودم باشه و برای ثابت کردن خودم همرنگ هر جماعتی نشم! ---------- این مسائل به کسی ربطی نداره و شخصیه!اون از دید خودش به قضیه نگاه می کنه ولی باید بدونه این مسائل چیزی نیست که دیگران در موردش نظر بدن! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 17:28 توسط white |
|
|
خوشمان نیامد! حالمان نیز بهم خورد!فک می کنم بدتر از این نمیشد! منو باش! انجمنهای تخصصی و حتی غیر تخصصی مثل ارتش سرخ!!!!!!!! نیک صالحی هم درخواست کمک کردم ...حالا اینا که چیزی نیست یه چیز دیگه رو باید ژاپنی بگم!
به قولی این چیزا که از درس واجب تر نیست! عاقل شدم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 1:1 توسط نارنجی |
|
|
امشب به خودم قول دادم نابودش کنم! تمام تلاشمو می کنم و موفق هم میشم. روز خوبی نبود. خیلی دوست دارم به مامانم بگم چه خبره. مسافرته . بهش زنگ میزنم . اما گناه داره الکی تعطیلاتشو بهم نزن بچه!
یه مدت می خوام درسخون شم.یه مدت زیاد.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 1:29 توسط نارنجی |
|
|
چند وقت پیش یه ایمیل از گروهی که توش عضو هستم اومده بود، که سابجکتش وسوسم کرد بازش کنم! موضوعش این بود: " حالتون بد میشه نبینید ٬ شام چینی " منم چینیش رو جا انداختم ... شامشو فقط دیدم!
بازش کردم عکس ها داشت لود میشد ایمیج آخر زودتر از بقیه لود شد دیدم مرغ سرخ کرده هست که... وای بعد که عکس های دیگه باز شد... !!!! اگه می تونید خودتون ببینید...من که کلی حالم بهم خورد تا اینکه ۲ روز پیش دوستم کلید کرد که حتما باید ببینم! عکس ها رو که دید و حالش بد نشد هیچ، به ایمیل خودش هم فرستاد! بچه کلی ذوق کرده بود! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 22:10 توسط نارنجی |
|
|
اینا رو یکی در یه فروم پرسید بود و من اینجا جواب می دم!! نمی دونم این اف سی چی داره که یه چیز دیگست
۱- خدا = هر چی خواستم بهم داده...چیزی تو زندگی کم و کسر نداشتم. ۲- عشق = ولی تو محدوده عشق اگه بخوام بگم عاشقم و از این حرفا نه... بیشتر واسه بحث رو گرم کردن و یا بعضی شرایط مجبور شدم راجع بهش حرف بزنم! عاشق مادرم هستم ...با اینکه از خیلی از همسن و سالانم آزادتر هستم اما به خاطر شون هر چیزی گفتن و خواستن انجام دادم و می دم. اینکه می گم به خاطر مادرم نه اینکه خودم.... بعضی وقتا احساس می کنم بی جهت نگران هستن و من بهشون حتی واسه اون نگرانی هم احترام می ذارم حتی اگه بدونم ٪۱۰۰ انجام دادن اون عمل مشکلی واسم نداره و محمد
3- جنگ = خیلی می ترسم. یادمه ۲ سال پیش ساعت ۷ بود یهو وحشتناک صدای پدافند می اومد. گفتم ای وای که جنگ شد. بیشتر ناراحتیم این بود که همه خانواد ه ام اقامت یکی از کشور خارجی رو داشتن و من به خاطر ترسم از هواپیما نرفته بودم اقامتمو ثبت کنم.داشتم می مردم. مامانم هم چراغها رو خاموش کرد . بعد متوجه شدیم آزمایشی بوده...همه هم کلی به من خندیدن ۶- زندگی = بدون عزیزانم هرگز 7- دوست = اهل دوستی نیستم. یه ذوست داشتم اونم دختر داییم که ۲۷ سالشه.و دیگه اصلا منو تحویل نمی گیره.همونی که آهنگ رامین بی باک و... 8- عاشق = واسه سوژه خنده یکی دو هفته خوبه 9- پول = متاسفانه معیار دوستی و ازدواج!!!!!!! 10- سفر = حوصله ندارم 11- ضد حال = درس و مشق 12-تعطیلات = متاسفانه من همیشه تعطیلم! 13-گریه = .... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 1:43 توسط نارنجی |
|
|
نه! اونطوری که فکر می کردم نبود! سنگین بود!
دوست دارم یکم ژاپنی بنویسم که کسی سر در نیاره! باشه واسه بعد.. ببینم این دو تا بچه چی می گن
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 19:40 توسط نارنجی |
|
|
سعي نكن زندگي را درك كني. آن را زندگي كن! سعي نكن عشق را درك كني. به درون عشق قدم بگذار. آنگاه در خواهي يافت... و آن دريافت از تجربه كردن تو نشات خواهد گرفت. آن شناخت هرگز اين راز را از ميان برنخواهد داشت، اينكه هر چه بيشتر بداني، بيشتر در مي يابي كه چيزهاي بسياري براي شناختن باقي است.
(اشو ) ![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 12:21 توسط |
|
|
من تا حالا كلی وب داشتم اما هیچ كدوم رو وقتی نت بودم نذاشتم کانکت باشه... بس كه دیدیم این سایت ها هی میگن بدون اجازه هم میشه وب رو باز كرد و...
خلاصه وب ها رو میذاشتم تو آشپزخونه... از ترس!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 2:19 توسط نارنجی |
|
|
خیلی خوبه كه تو یه فروم برنامه نویسی راجع به جن گفتگو بشه...عشق كردم
و واقعا خیلی بده كه آدم هایی كه با سواد هست جن رو افسانه بدونن! چیزی كه در قرآن هم اومده شاید هم یه جور كلاس واسشون باشه!!! یک سالیه آرزو دارم با یه جن ارتباط برقرار کنم! تنهایی اولش واسه من شیرین بود خیلی هم شیرین. اما بعد دنبال یکی بودم که خونه رو از این سوت و کوری در بیاره.خوبم می دونم علت اصلی درس نخوندم محیط آرومشه!!!! همیشه تو این تنهایی با عشقم محمد حرف میزنم.من واقعا عاشقم! بدجور! این قشنگ ترین عشق دنیاست! این روزا که اس ام اس میزنه کلی گوشیمو می بوسم !!!!!!!!!! اصلا دست خودم نیست. این رفیق جدیدمه ... بچه سرایدار ٬مهرشاد.خیلی شیطونه.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 11:38 توسط نارنجی |
|
|
متولدين اين ماه به طور كلي افرادي حساس و داراي حس پيشگويي يا بيش حسي از آينده هستند. اين افراد داراي تواناييهاي جسمي و روحي خوبي بوده و تحمل آنها در مقابل سختيها و مشكلات زياد است اين افراد اغلب استعداد كشف و شهود دارند و به پديدهها و عواملي دسترسي پيدا ميكنند كه در شرايط عادي ميسر نيست . منو میگه ها! همین دو روز پیش بود که گفتم رتبه فلانی میشه ۶۶۰۰ و همینطور هم شد! --------------------------------- آی دی یاهو سینتد۲۱ رو پاک کردم. از همه دوستانم هم بابت اون اتفاقات و اف ها و پی ام ها معذرت می خوام خودتونم می دونید آی دیم دست خودم نبود |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 15:6 توسط نارنجی |
|
|
امروز تولد نفسمه.محمد گلم٬ تولدت مبارک عشقم. ۱۳ ساله شد. هدیه من به عشقم گوشی N۷۳ ( گوشی مورد علاقش) هست. بعضی ها هم فقط هی جوراب بخرن عکس های محمد و گذاشتم تو قسمت نظرات. --------------------- ---------------------- کپک! یه بار نشده میوه ای چیری بخرم و یا غدایی بیشنر از یه روز بمونه و کپک نزنه! اگه بابام اینا رو ببینه
می خوام از علما دعوت کنم بیان خونمونو یه بررسی کنن ببین مشکل از چیه این آخرین مورد بود. تا دو ماه دیگه که برگردم شیراز....موبایلمو داشته باشین ! |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم مرداد 1386ساعت 11:13 توسط نارنجی |
|
|
همه چیز چقدر اتفاقی و سریع بود.
هنوز باورم نمی شه! حالت که خوب بود چی شد یهو؟ چرا رفتی؟؟؟ رفتی و راحت شدی از خستگی این همه سال که تنها بودی هم براشون مادر بودی هم پدر راحت شدی از درد و مریضی... انقدر خوب بودی که هیچ کس نمی خواد باور کنه ولی باید باور کنیم که دیگه نیستی باید باور کنم که دیگه کسی نیست که هی با من ترکی حرف بزنه و من نفهمم! دیگه کسی نیست که صدف و سهیل رو ظهرا از مدرسه بیاره!دیگه کسی نیست که هی نگران اومدن دزد و دیر اومدن خاله ها از اداره و راه دور رفتن دایی باشه و ما هی بهش بگیم بسه مامانی انقدر حرص نخور مریض می شی! باورت می شه که امروز وقتی ماشین شیر اومد همه گریه می کردن؟؟ می گفتن حالا دیگه کی صبحا که ما نیستیم زود بره و شیر بگیره!!! نمی دونی این چند روزه همه بودن همه ی فامیل جمع بودن تا حالا همه ی فامیلو یه جا ندیده بودم ولی چه فایده؟ همه بودن ولی تو نبودی همه واسه نبودن تو اومدن می دونم پاک و درست کار بودی ولی بازم از خدا برات طلب امرزش می کنم... روحش شاد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 11:52 توسط |
|
|
بالاخره دادشمو راضی کردم روز تولدش عکس هاشو بذارم
۶ مرداد تولد عشقمه. اینقدر خوشحالم.حتی با اینکه کلی مشق دارمو هیچیشو هم ننوشتم سه دو سه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 15:11 توسط نارنجی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
از لبهای سردم خنده گریزونه..راز دل خستم هیچکی نمی دونه
|
| پیوندهای روزانه |
|
کانون هواداران یوونتوس قرمزته دات کام استقلال اف سی دات نت آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
نارنجی white |
|
RSS
|