تبليغاتX
سياه ،سفيد،نارنجی...!
حذف شدیم!!!!

چرادقیقه ی اخر باید رودباریان رو تعویض کنه؟طالب لورو بیاره  که هم تو جریان بازی نبوده هم استرس بازی اول رو داره؟ چرا پنالتی به اون حساسی رو باید خطیبی بزنه؟ چرا اصلا ۱۰ رو به خطیبی دادن؟ اصلا در حد و اندازه ی ۱۰ هست؟؟؟چرا هیچ کس از همون نتایج اول تیم ملی نفهمید قلعه نوعی در حد تیم ملی و جام ملت ها نیست؟چرا بقیه حرف اونایی رو که فهمیدن رو قبول نکردن؟ چرا؟چرا؟چرا؟

اینم از ژنرال محبوب استقلالیا!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 16:48  توسط | 
باز  آفتاب .سر درد . وای سرم. میرم یه گوشه تو سایه . صدای  سرفه کردن پیرزنه عصبیم می کنه.انگار از عمد داره سرفه می کنه.مثل  بچه هایی که  واسه جلب توجه  بزرگترها خودشونو لوس می کنن .

  رومو بر می گردونم ...یه پیرزن سرخ و سفید  و قد بلند با چشمهای سبز .وای این که مامان بزرگمه . اینجا چه کار می کنه. به خودم   میگم نـــــه مامان بزرگ  خیلی جوون تره.

داره میاد به سمت من.منم همینطور نگاش می کنم.  حالا اونم به من خیره شده.نـــه اگه خودش بود  اون دیگه منو می شناخت. با  پسری که همراش هست حرف میزنه.به خودم میگم مهندس خودشه!اون پسر خواهرشه. خلاصه  ۲ ساعت بعد ، بعد از پرس و جوهای زیاد  از این و اون!!! کشف کردم خودشونن! رفتم جلو و روبوسیو...

۳ سالی هست  که ندیدمش.

---------------------

من دعوت نامه پرشین گیگ می خوام .هر کی عضو  هست منو دعوت کنه لطفا.مرسیییی

fall_blue21@YAHOO.COM

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 16:0  توسط نارنجی | 
بالاخره کار خودشونو کردن زهرشونو ریختن!دیگه فکر می کنن شیشه عمر ملت دستشونه!!!

می خوام این سه ماهو خوش بگذرونم ولی هر چند وقت ۱ بار یه مشکل قد علم می کنه ولی سخت نمی گیرم حل می شه تا می تونی شاد باش ما هم شادیم!!

-------

تا پارسال شب ارزوها روزه می گرفتم ولی امسال... تنبلی کردم 

-------

جاتون خالی مریم خانوم !خیلیم جات خالیه

یادش به خیر تابستون اون سال با اون گروه گردشگریمون! حیف که سال به سال گروه از هم دورتر می شه! از عوارض بزرگ شدن دیگه

---------

یه ذره فوتبالی بنویسیم! یعنی می شه؟می شه که ایران قهرمان شه؟ اگه با این بازیکنا قهرمان نشیم دیگه می خوایم با کیا قهرمان شیم؟؟ البته مربیم مهمه و این مربی....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 23:46  توسط | 
امروز می خواستم روزه بگیرم الان یادم افتاد که دیگه خیلی دیر شده یاد ماه رمضون افتادم رفتم آش فروشیبعدشخبآش فروشیه گفت آش ماست  هست  و حلیم بادمجان .منم که تا حالا آش ماست نخورده بودم نمی دونستم چه جوریه.ولی علما گفته بودن ترش مزه هست.منم عاشق ترشیو تند و تیزیم.

بعدشخب آش ماست خریدم رفتم. کتابفروشی..تو کتابفروشی یه ی هو نگاه کردم دیدم اااای داد  حلیم بهم داده  آش که باید توش سبزی باشه

رفتم دعواگفتمش آقا من گفتم آش ماست نه حلیم

گفت خانوم درسته که٬ آش ماست همینه ...خاک به سرم(آخرشم) .

الان هی داره همینطور یادم میاد.ساعت ۴:۳۰ بود اها قبل  از اینکه آش بخرم  کاهو خیار گوجه  هویجو.. خریده بودم  آشم  که بعد گرفتم حالا  دلم کباب می خواست رفتم فلکه معلم کباب اینا هم خریدم بعد رفتم شرینی فروشی دلم شیرینی خامه ای ها  هم می خواست ( قربون دلم بشم)اونم گرفتم حساب کنید  اینهمه چیز دستم بود

واسه اینکه با تاکسی برم خونه مجبور بودم برم اون طرف خیابون که حتما با این همه چیزی که  دستم بود اون شلوغی خیابون رجایی سهر حتما شهید می شدم   مجبور شدم تا  خونه رو  پیاده  برم ساعت ۷:۳۰ بودم رسیدم خونه 

 اولین کاری که در بدو ورودم به خانه انجام دادم رفتن به نت بود اون موقع fallkiss بودم  وای بعدش اومدم کبابه رو بخورم تو نونه پیاز بود حوصله امم نشد  سالاد درست کنم.  کیک و پپسی خوردم

لابد الان فکر می کنید من خرسم  

وایییی یاده  هفته پیش افتادم رفتم از اینا که کامپیوتری قد و وزدن رو می گهقدم ۱۰۱۰۰۱۱۱ ( مهندسی گفتم) وای چشم خوردم

من برم گریه کنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 23:32  توسط نارنجی | 
گرمه.خیلی گرم

 

  ول کن نیست  خیلی اصرار داره  c d  شو گوش کنم  ٬  چون فکر می کنم رپ هست    میگم  نه .   بالاخره میذاره . این چیه دیگه.   صحبت دو  نفره.یکیش جنا ب سرهنگه . اه اسم اونو دارن میارن  .

داد میزنم سرش  و  پیادش   می کنم .

دو ترم هست همین که مینترم یا فاینال شروع میشه یه ادم عوضی   دیوونم می کنه.   با اینکه  هیچ کدوم همدیگرو ندیدیم  ولی همه میدونن تا  از ش حرفی زده  میشه  بهم میریزم . خیلی ها مراعاتم می کنن .  اما اون ۲ تا   

 

 آقا شهاب شما خرده نگیر که چرا غم سازی. اینا ادامه اون حرفامه.

دلم تنگه! واسه بعضی ها

می خوایم اف سی رو درستش کنیم اما من بلد نیستم .به یه متخصص نیاز  هست  برای Repair  کردن mysql.خودم در حال سرچ کردنم.  شما ملت رفقا هم همکاری کنید.ممنون

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 19:39  توسط نارنجی | 
  این ترانه تقدیم به اونی که  دیگه نیست 

این روزا و اون روزا  منم مثل  بقیه  میگفتم   اه ادم که نبود  بره بمیره ...تو دلم میگم  اون  فرشته بود کاشکی برگرده ...اگه بود راه حل این مشکلمو بهم می گفت حتی اگه راه حلی هم نداشت  بودنش ارامش بود ...کمکم کن دارم بازیچه عشق و عاشقی یه دختر ۱۹ ساله میشم!

 

دانلود غیر مستقیم...کلیک کنید

هر کی اومد تو زندگیم

می بردمش تا آسمون

امروز میشد رفیق راه

فردا واسم  بلای جون

 

نمیشه قلب عاشقو دست هر کسی سپرد

نمی دونم بد میاورد یا چوب سادگیشو خورد

هر چی که به سرم اومد تقصیر هیچکسی نبود

هر چی که بود پای خودم

تو قصه هام کسی نبود

هیچکسی عاشقم نشد هیچکی سراغم نیومد

جواب کار خودمه هر چی بلا سرم اومد

.......

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 14:22  توسط نارنجی | 

بیشتر اوقات یه آرامش خاصی دارم ولی بعضی اوقات... خیلی نگرانم!

خسته شدم!

اخی یادش به خیر چقدر خوب بود پارسال خیلی خوش می گذشت حیف که تکرار نمی شه هممون حسرتشو می خوریم!

-----------------

دلم می خواد برم شیراز!!!

---------------

خوش به حالش چه شانسی اورد نرفت! نرفته داشت واسش بی تابی می کرد!اگه می رفت دیگه بر نمی گشت دقیقه ۹۰ پشیمون شده ولی حالام که نرفته... چه مصیبتی!

------------

ببین چه جوری داره جز جز میزنه! اخه ارزششو ندارن ایندش مهمتره بیخودی خودشو الاف می کنه هم این هم اون هم اونا  هم...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 14:1  توسط | 
بیان  کردن احساست  و  این مدل چیزا برای من سخته...اینقدر که نتونم روز  مادر و این مدل روزا رو تبریک بگم...در عوضش بیان کردن احساس تنفر  چه واقعی چه الکی واسم مثل آب خوردنه!

sms  دارم . می خونم چه خوابی واسم دیده!  ای خدا...تاکید می کنه که  خوابهاش همیشه  حقیقت داره تعبیرش رو نوشته... شاید ماجرای پارسال  می خواد ادامه پیدا کنه اما  با این تفاوت   که دیگه......  

تقویم  سال ۱۳۸۵ رو بر می دارم   یه روز تعطیل بود عید فطر بود  ، عید غدیر  یا که قربان...یادم نمیاد

عید فطر ۳آبان ،  اون دو تا  عید هم  دی ماه بودن ...خودشه ۳ آبان...اون روزا خیلی شرایط بدی بود گفتم دارم می میرم همه فکر می کردن به مشکلات اف سی ربط داره...!  به جز اونی که بد و بیراه نصیبش کردم

مسج یاهو مسنجرم اینبار  یه خط  از ترانه هایی رو که  Tv   پخش می شد نداشت بد و بیراهی بود که با ذهن خلاق خودم سرهمشون کرده بودم!

گفتم من دارم میرم...من دیگه نیستم...جز این هیچ راهی رو بلد نبودم

اه چه روزهای نحسی...روزهای نحس واسه خودم ...شاید واسه اون و بقیه کسایی که یه جورایی به این موضوع مرتبط بودن  حداقلش اگه اون موقع بد بود الان شیرینه!

گفتم نــــــــــــــــــــــــــــه ! معلومه که نـــــــــــــه!

--------------------------

دلم واسه اف سی یه اپسیلون شده

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 12:54  توسط نارنجی | 
تو این روزا ما ادما گل نمی دیم به دست

از یادمون داره میره دلتنگیهای دم به دم

 این روزا دیگه همه جا صحبت بی وفاییه

ورد زبون ادما تنهایی و جداییه

هر کی به فکر خودشه

همدلی معنا نداره

 

پ.ن :حالم گرفتس   ولی به امید فردا  زنده ام.. سید محمد خاتمی  فردا  شیرازه فردا می بینمششششششش

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 19:2  توسط نارنجی | 
شیر لندن در تورین!!!

وای چه حال می ده اگه فرانکی لمپارد  بیانکونری بشه

----------------

دیگه خبری از اون تابستونا نیست که می گفتیم اخی سه ماه راحتیم!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 21:1  توسط | 
دیروز رفته بودیم غار گل زرد یه غار بکر و دست نخورده طرفای دماوند.ورودی غار فقط یه ذره بزرگتر از لونه ی خرگوشه! و باید سه متر توی گل بخزی!!! توی غار تنها وسیله ای که کمک می کنه گم نشی یه طنابه که راهو نشون می ده! واقعا غار قشنگی بود و البته چندبار داشت کار دستمون می داد چون مسیرای سختی داره .وقتی از غار اومدیم بیرون تیپامون دیدنی بود سرتاپا خیس و گلی!

منظره ی بیرون غارم دیدنیه دیروز که هوا ابری بود دماوند توی اون مه واقعا زیبا بود

خلاصه اینکه حتما یه سری به اونجا بزنید

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 12:12  توسط | 

 

فقط راغب علامهههههههههههههههه

نسيني الدنيا نسيني العالم
دوبني حبيبي

وسبني اقلك احلى كلام

لو الف الدنيا لو الف العالم
مش ممكن زي غرامك انت الاقي غرام

لو اقلك اني بحبك
الحب شوية عليك

لو ثانية انا ببعد عنك
برجع مشتاق لعينيك
 
ضمني خليك ويايا

دوبني ودوب في هوايا
تعالى نعيش اجمل ايام
كان اجمل يوم في حياتي

يوم ما قبلتك يا حياتي
مقدرتش اتحمل من غيرما افكر لحظة

لقتني بدوب في هواك


خدتني من كل الناس

عشت في اجمل احساس
 
ونسيت يا حبيبي الدنيا معاك

 




+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 2:26  توسط نارنجی | 
کارنامه!!!!!

راسته که می گن حساب شاگردی با معلمی خیلی فرق داره!

------------------------

دلم یه تابستون جدید می خواد که مثل سالای قبل نباشه       تنوع!      خداییش خیلی سال تحصیلی سختی بود

----------------------

خسته شدم از تهران از تهران دودی!یه مسافرت اساسی می خوام که حال و روزم عوض بشه بعد ببینم باید چه کار کنم!!

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 14:46  توسط | 

all s well that ends welllllllll

کمکم کرد  به این جمله اعتقاد پیدا کنم...

---------------------------

 

 turn algorithmmmmmmm offffffffffffffffffff

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 11:55  توسط نارنجی |