تبليغاتX
سياه ،سفيد،نارنجی...!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 21:30  توسط نارنجی | 
۱ هفته است ۴:۳۰ می خوابم ۶ هم باید بیدار شم برم کلاس...چقدر وحشتناک! وقتی هم میام خونه از ساعت ۱۱:۳۰ می خوابم تا ۵:۳۰ ..ده دقیقه میرم نت...باز می گیرم می خوابم تا ۱۱:۳۰ شب...

امروز گفتم کلاس نرم تا خوابم درست بشه...ترکوندم تا حالا خواب بودم..

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 16:59  توسط نارنجی | 
فردا یازی اس اس - قرمزاست.....فقط اس اسسسسسسسسسسسسس

اف سی عزیز تو ترافیک شدیده...سخت باز میشههههههه

ــــــــــــــــــ

یکیو شدید سر کار گذاشتم...طرف اومده بود شیراز ...گفت میخواد بیاد خونمون ساعت ۱ رسید درو واسش باز نکردم ساعت ۱ شب یه دختر رو آواره کردم....

سزای حیوون صفت ها همینه!

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 21:15  توسط نارنجی | 
نه که خودم آن شرلی هستم امروز به یکی گفتم  کله سیاه...طرف قهر کرد ...اشکال نداره ..بی ظرفیت بود خب !ْ!!!

ـــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 2:5  توسط نارنجی | 

دیروز حالم افتضاح بد بود ساعت ۶ عصر از خواب بیدار شدم...!یاد نادیا افتادم که تا ۷ صبح نت بود ...تا ساعت ۶  هم می خوابید...!!اون سیاه بود ولی من سفید می دیدمش!

ــــــــــــــــــــــــــــ

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 14:7  توسط نارنجی | 
آدما یا سیاه هستن یا سفید ..اما من نارنجی ام...!!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این روزها خیلی خستم...حال و حوصله هیچیو ندارم...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آخ جون لیلا اومد ..امشب تنها نیستم.....امروز  سومین روز از فروردین ۸۶ هست..سرما خوردم ...اما انگار درس خوون تر شدم....دلم واسه مامانم تنگ شده...کاش زودتر بیاد...مامان وقتی نباشی من همیشه حالم بده

+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 18:45  توسط نارنجی |